تپه. مصور | تصاویر برادران وارنر ، iStock

از همه نفرین های بزرگ هالیوود – از زمان ایجاد جن گیر به سرنوشت بدی که برای بازیگران سوپرمن پیش می آید – شاید هیچ کس به اندازه تلاش های محکوم به انطباق فیلم فرانک هربرت تخیل را درگیر نکند تپهبه

از تلاش بدخواهانه دیوید لینچ در سال 1984 به عنوان یکی از دیدنی ترین بمب های گیشه در تمام دوران یاد می شود. کارگردان آن را “یک شکست کامل” دانست و نام خود را در تیتراژ با نام مستعار آلن اسمیتی جایگزین کرد. ریدلی اسکات جوان نیز تلاشی ناموفق انجام داد و در نهایت پروژه ناتمام را رها کرد تا به جای آن یک فیلم علمی تخیلی دیگر بسازد. افسانه ای بیشتر از همه اقتباس 15 ساعته الخاندرو جودوروفسکی با نمره مورد نظر پینک فلوید و حضور اورسن ولز ، میک جگر و سالوادور دالی بود-چشم اندازی به گونه ای توهم آمیز (و توهم زا؟) بلند پروازانه که فیلم شکست خورده سوژه فیلم شد. یک مستند

در حال حاضر اقتباس دنیس ویلنوو ، این جمعه ، به عنوان نفرین شکن جشن گرفته می شود. اما در حقیقت ، متعلق به اوست تپه به این خط شکست می پیوندد زیرا اشتباهات منبع اصلی خود را تکرار می کند. مال ویلنوو تپه هم هست تپه

منتشر شده در سال 1965 ، تپه این اولین فصل از تواریخ پل آتریدس است که پدرش ، دوک لتو ، توسط امپراتور منصوب شده است تا سیاره بیابانی غیرقابل میزبانی آرراکیس را مدیریت کند ، جایی که ادویه – یک داروی اعتیادآور ضروری برای سفرهای فضایی – استخراج می شود. Arrakis قبلاً توسط بزرگترین دشمن House Atreides ، House Harkonnen اداره می شد ، مردمی بی رحم و شبیه شوروی که به طور مخفیانه با امپراتور توطئه می کردند تا سیاره را پس بگیرند. مردم بومی شهر آراکیس ، فرمن ، در معرض دید این غوغای سیاسی قرار گرفته اند که به لطف پیشگویی که خواهر سایه خواهی سایه افشانی کرده بود ، پل را-که اوج یک برنامه قرن هاست اصلاح نژاد است-مسیحای اکراه خود می دانند. که مادر پل ، جسیکا ، به آن تعلق دارد.

همچنین ، کرم های ماسه ای وجود دارد.

مال هربرت تپه بسیار تأثیرگذار بر جامعه علمی تخیلی و فانتزی بود ، یکی از پیشگامان جنگ ستارگان، چرخ زمان، و بازی تاج و تختبه با سیاست بیزانس ، جهانهای عجیب و غریب جذابش (که به چهار ضمیمه ، واژه نامه و یادداشت های نقشه نگاری نیاز دارد) و یک طرح زنانه رو به جلو که نسبتاً برای این ژانر غیر معمول بود. تپه این کتاب برای اولین بار در سال 1965 منتشر شد و در طول سالها همچنان خوانده شد و میلیون ها نسخه در سراسر جهان فروخت (و حتی در تبلیغات اینستاگرام به عنوان نوعی از وضعیت ظاهر شد). این کتابی است که من شخصاً در طول این سالها دوباره آن را مرور کرده ام و از آن لذت بردم ، حتی با وجود اشکالاتش.

هرچند که شما نسبت به آن احساس می کنید ، هر چند ، تپه کتاب پیچیده ای است این خارداری است که اجازه می دهد توسط برتری طلبان سفیدپوست و نئونازی هایی مانند ریچارد اسپنسر انتخاب شود و “اقتباس فیلم ویلنوو [is] در سایتهای ملی گرای سفید مانند جریانهای متقابل و طوفان روزانه، “با توجه به جوردن S. کارول ، نوشتن برای بررسی کتابهای لس آنجلسبه علاقه آنها به کتاب به تفسیری انتخابی بستگی دارد:

تپه در ابتدا به عنوان یک ضرب المثل ضد فرهنگی در مورد ویرانی های زیست محیطی و حاکمیت خودکامه دریافت شد ، اما فاشیست های گیک این رمان را به عنوان نقشه ای برای آینده می بینند. […] پل جهش یافته است übermensch که پتانسیل او را از بقیه متمایز می کند. […] در قرائت فاشیستی رمان ، استعمار فضا گونه های انسانی را پراکنده کرده است ، اما آنچه هربرت آن را “آگاهی نژادی” می نامد ، آنها را مجبور می کند تا زیر نظر پل متحد شوند ، که همه جهات را در جهادی که 60،000،000،000 کشته می گیرد ، از بین می برد. از نظر جناح راست ، پل به عنوان ایده آل یک حاکم مستقل است که با خشونت یک رژیم رو به انحطاط را برای گرد هم آوردن مردم “اروپید” در یک امپریوم یا قومیت قومی واحد سرنگون می کند. [Jordan S. Carroll and the Los Angeles Review of Books]

درك كردن تپه این روش مستلزم انتخاب و انتخاب بخشهایی از متن است. این تنها یا حتی طبیعی ترین تفسیر نیست. اما فیلم ویلنوو ، به عنوان اقتباسی غیرقابل انتقاد ، دری را دقیقاً برای این درک باز می گذارد. و چون مال اوست تپه قرار است یک قسمت از یک سه گانه باشد ، این اولین فیلم هرگز به قسمتهایی از سریال نمی رسد که به طور محکم تصویر پرتره پل را به نمایش می گذارد übermensch قهرمان Fremen. دون: قسمت دوم (تنها گذاشتن قسمت سوم) هنوز روشن نشده است ، به این معنی که در حال حاضر ما با یک تصویر مستقل روبرو هستیم که به عنوان شاهدی بر سیاست مبهم و به راحتی پیچیده کار هربرت عمل می کند.

هواداران تلاش کرده اند دفاع کنند تپه در طول سالها ، با این استدلال که تمایل پل به پذیرفتن سرنوشت خود به عنوان مسیح فرمن قصد دارد روایت نجات دهنده سفید را پیچیده کند (فرمنها به وضوح از فرهنگهای عربی و اسلامی الهام گرفته شده اند ، در حالی که پل – همیشه در اقتباس های سینمایی به تصویر کشیده می شود از تبار سفیدپوست اروپایی – بر اساس لورنس عربستان الگوبرداری می شود). ویلنوو خودش به این اردوگاه سقوط می کند و معتقد است فیلمش “نقطه مقابل” یک داستان نجات دهنده سفید است. طرفداران دیگر نیز با اشاره به نقل قول های متعدد هربرت در مورد اینکه چگونه سریال او به عنوان یک داستان هشداردهنده در برابر غیرت پرستی ، بت پرستی و قهرمان پرستی مورد استفاده قرار گرفته است ، از کتاب ها دفاع کرده اند.

با این وجود ، حتی یک مغز کهکشان هم تصمیم می گیرد که پل در نهایت قهرمان آن نیست تپه کارول می نویسد: “او شخصیت اصلی داستان را تغییر می دهد یا این که تمام تلاش او برای مسیح بودن به Fremen باعث می شود” شبیه به Einsatzgruppen نازی است که از این که مجبور به تحمل کار دشوار ارتکاب شده اند ، متاسف است. کشتار جمعی برای ساختن رایش هزار ساله. ” علاوه بر این ، اینکه Fremen به آسانی توسط یک پیشگویی ساخته شده فریب داده می شود ، دقیقاً هیچ عامل معناداری در آنها ایجاد نمی کند. بدون ذکر این واقعیت صرف که “اعراب مقدر شده اند که همه را در جنگ مذهبی بکشند” ، ظاهر خوبی نیست ، مهم نیست که عوامل پیچیده ای در آن نقش دارند. “

ویلنوو می توانست از اقتباس خود برای بازجویی از متن و سرخوردن خوانش های فاشیستی استفاده کند. در عوض ، به نظر می رسد او بیشترین علاقه را به تصاویر بصری براق داشته است و همانطور که در مصاحبه ای با او گفت Nerds of Color، نتیجه ای که از نظر او “معتبر ، احساس صادقانه و صادق برای کتاب است”. متأسفانه ، این بدان معناست که او اشتباهات هربرت را طوطی می کند.

به عنوان مثال ، ناتوانی ویلنوو را در تصور کسی جز تیموته شالامت بازیگر فرانسوی-آمریکایی در نقش پل در نظر بگیرید: “ما مثل این بودیم ،” چه کسی باید نقش پل را بازی کند؟ ” و هر دو گفتیم: “این تیموتی شالامت است.” این باید تیموتی باشد … هیچ برنامه B وجود نداشت. ” Nerds of Colorبه اما هیچ دلیلی وجود ندارد که پل مجبور باشد یک شخصیت سفید باشد ، یک تصمیم بازیگر که بر زمینه های استعماری هرگز به طور کامل واژگون داستان تأکید نمی کند.

به همین ترتیب ، در حالی که هربرت از زبان و فرهنگ خاورمیانه به عنوان الهام زیبایی شناختی استفاده می کرد ، از ویلنوو تپه با استقراض سطحی از لباس ، زبان ، دعا و تأثیرات موسیقی ، به طرز ناخوشایندی به شرق شناسی نزدیک می شود. هیچ بازیگر خاورمیانه ای در هیچ یک از نقش های اصلی وجود ندارد ، و در حالی که بازیگران از یک سو بسیار متنوع هستند ، این بازیگران “یک قومیت متناسب با همه”-همانطور که حنا فلینت منتقد آن را مطرح کرده است سیم SyFy – این فیلم را از این واقعیت که از فرهنگ اسلامی عرب وام گرفته است بدون پیروی از انتخاب بازیگران آن ، معاف نمی کند. علاوه بر این ، اگر Fremen از نظر قومیتی از نظر ظاهری متفاوت باشد – زندایا ، سیاه پوست ، نقش زن Fremen Chani را بازی می کند ، در حالی که خاویر باردم بازیگر اسپانیایی نقش رهبر قبیله ای Stilgar را بازی می کند – این امر حتی به پافشاری ویلنوو مبنی بر اینکه یک مرد سفید پوست است اعتبار کمتری می بخشد. داشته است برای بازی در نقش پل.

به همین ترتیب ، طراحان لباس آمریکایی ژاکلین وست و باب مورگان ظاهراً از لباس افراد بیابانی مانند بادیه نشینان و توارگها در لباس Fremen الهام گرفته اند ، در حالی که نمره هانس زیمر شامل “آوازی در مرز با صدای بلند” است. ناظر نشان میدهد. همه اینها تلاشی برای برون ریزی است ، و این را منتقل می کند تپه در “زمان دیگری ، سیاره ای دیگر” تنظیم شده است. البته ، الهام “عجیب و غریب” ، “اخروی” است فرهنگ میلیون ها نفر در جهان خود مابه فقط در غرب عجیب و غریب است.

و هیچ دلیلی وجود نداشت که ویلنوو مجبور باشد … خوب ، هر کدام از این. مورد: او بطور قابل ملاحظه ای همه آثار نگارش رذالت برانگیز هربرت درباره بارون هارکونن را که در اقتباس قرن 21 جایی نداشت ، از فیلمنامه حذف می کند. اما اگر ویلنوو در مورد اقتباس خود از این راه چندان همفکر نبود تپه بنابراین تپه-ممکن است فرصتی پیش بیاید تا او بتواند فیلمنامه ای را اجرا کند که م versionثرترین نسخه از ایده آل های هربرت را بیان کند ، یا قرائت نجات دهنده سفید را با قدرت بیشتری واژگون کند ، یا هر گونه تفسیر فاشیستی یا اوژنیک را که ویلنوو باید در راه باشد ، بی چون و چرا رد کرده است.

همانطور که دانشجوی کارشناسی ارشد تاریخ آفریقا ، کاترین (هیون جو) اورت در یک پست وبلاگ قابل توجه برای دانشگاه ایالتی اوهایو در مورد این موضوع می نویسد: “اگرچه هربرت در درک اینکه سفیدها چگونه هستند ، سیستم های قدرت غربی ذاتاً دارای نقص هستند ، اما او نتوانست جایگزین بهتری را تصور کنید. راهی برای فراتر رفتن از مسائل سنتی تپه سازگاری این است که به طور جدی Afrofuturism را در نظر بگیریم. “

اما چرا آنجا متوقف شویم؟ به نقل از استورتوانت ، مورخ ، “شاید ، فقط شاید ، این زمان پادشاه نیست” برای دیگری تپه انطباق. یا حداقل ، کسی که علاقه چندانی در به چالش کشیدن متن منبع خود به نحو قابل توجهی ندارد. شاید اینطور نیست تپه نفرین شده است-این بدان معناست که ما نتوانسته ایم احتیاط خود را در برابر قهرمان پرستی جدی بگیریم: ویلنوو باید متوجه شده بود که بت پردازی داستان هربرت فقط او را به بیراهه می کشاند.

شما همچنین ممکن است دوست داشته باشید

مدونا باعث می شود جیمی فالون عرق کند ، کت را در مصاحبه “آشفته” بردارید

دموکرات ها مشکل نژادی دارند. این چیزی نیست که آنها فکر می کنند.

استیو اسکالیس ، جمهوری خواه شماره 2 مجلس نمایندگان مجلس به دلیل امتناع از گفتن اینکه انتخابات 2020 دزدیده نشده است ، مورد انتقاد قرار گرفت



دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *